پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
آمار
امروز : 1
ديروز : 0
افراد آنلاين : 1
همه : 2041
 
ساعت : ۰۸:۰۹:۱۹
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
قانون كار جمهوري اسلامي ايران از مهمترين دستآوردهاي انقلاب اسلامي ايران است، كه برهمگان به ويژه بركارگران وزحمتكشان ايران واجب است كه همانند دوران دفاع مقدس كه ازسرزمين اسلامي خويش دفاع نمودند ودست بيگانگان را ازاين مرزوبوم كوتاه نمودند، ازقانون كارجمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون كارگران وزحمتكشان است ، حفاظت نموده ونگذارند فرزندان فرصت طلبي كه بجاي مبارزه با امپرياليسم ووابستگان آن به بهانه تحصيل درخارج ازكشورازمبارزه خودداري نموده بودند ، تمامي زحمات كارگران وزحمتكشان را با تغييرات درقانون كاربي ثمرنمايند. كارگران وديگرزحمتكشان ايران كه ساليان متمادي توسط عده اي استثمارگرمورد بهره كشي قرارمي گرفتند با اوجگيري انقلاب اسلامي تحقق خواسته هاي بحق وشايسته خودرا درپيروزي اين انقلاب شكوهمند مشاهده نمود ه ودربه ثمررسيدن آن ازخون خودوديگرافراد خانواده خويش فروگزار ننموده تا شاهد پيروزي انقلاب اسلامي گرديدند وپس از به ثمررسيدن نهال تازه انقلاب دشمنان كارگران وزحمتكشان ايران كه ازاين پيروزي هراسناك شده بودند بعناوين مختلف درصد تضعيف آن برآمدند ، اما وقتي مشاهده نمودند كه مردم انقلابي ايران ازدست آوردهاي انقلاب با نثارجان خودوفرزندان خويش پاسداري مي نمايند وازاين طرق نميتوانند گزندي به انقلاب اسلامي ايران وارد نمايند، دست به دامن امپرياليسم جهاني به سرگردگي امپريالسم آمريكا زدند، امپريالسم آمريكا كه قادر به روياروئي مستقيم با انقلاب اسلامي ايران نبود ازطريق يكي از كشورهاي وابسته خود جنگ ناعادلانه اي را كه مدت آن به ۸سال كشيد به ميهن اسلامي ايران تحميل نمود. استثمارگران كارگران وزحمتكشان ايران كه براثر انقلاب اسلامي ايران به شدت آسيب ديده بودند ضمن پشتيباني از كشورهاي متجاوز به جمهوري اسلامي ايران ، بعناوين گوناگون به تضعيف رزمندگان كارگروديگرزحمتكشان مي پرداختند ، اما كارگران وديگرزحمتكشان ايران بجهت اينكه سالهاي متمادي جهت بثمررسيدن اين انقلاب ، تلاش وكوشش نموده بودندودراه به ثمررسيدن آن هزينه هاي گرانبهائي پرداخته بودند تحت هيچ شرايطي عقب نشيني ننموده وبا حضورانبوه وگسترده خود درجبهه هاي جنگ حق عليه باطل ازميهن اسلامي خويش پاسداري نمودند واجازه ندادند كه گزندي ازناحيه امپرياليستها به ميهن اسلامي ايران وارد گردد. استثمارگران داخلي كه دراين جنگ ناعادلانه موقعيت خودرا درخطر مي ديدند نه تنها كمكي درجهت تقويت رزمندگان كارگرونيزديگرزحمتكشان ننمودند، بلكه خود وفرزندان خويش ازكشورخارج گرديدند تا گزندي به آنان وارد نشود وفرزندانشان بتوانند درخارج ازكشور به ادامه تحصيلات بپردازند.اين استثمارگران مترصد اين بودند كه با پايان اين جنگ تحميلي مجددا” به جمهوري اسلامي برگشته وبا حربه سرمايه خود مجددا” به استثمار كارگراني بپردازند كه با نثارخون خويش ازميهن اسلامي ايران دفاع نموده واجازه ندادند كه اين كشوربارديگر تحت سلطه امپريالسم جهاني بسركردگي امپرياليسم آمريكا قرارگيرد. فرزندان كارگران وزحمتكشان كه درشرايط جنگ تحميلي بجاي ادامه تحصيل لاجرم به دفاع ازميهن اسلامي خويش بوده وازهرگونه فراگيري علم ودانش محروم بودند، موقعيت را براي فرزندان فرصت طلبان فراهم نمود كه پس از اتمام جنگ تحميلي به جمهوري اسلامي ايران بازگشته وپستهاي حساس مديريتي را بچنگ آورند. مجلس شوراي اسلامي ايران بپاس قدرداني ازفداكاريهاي بي دريغ كارگران دردفاع ۸ساله ازميهن اسلامي ايران ، قانون كارجمهوري اسلامي ايران رابه تصويب رسانيد. اين كمترين هديه اي بود كه ميتوانست به كارگران وزحمتكشان ايران كه سالها با ازخودگذشتگي با امپريالستهاي جهاني بسركردگي امپرياليسم آمريكا مبارزه نموده ، تقديم شود. قانون كار جمهوري اسلامي ايران از مهمترين دستآوردهاي انقلاب اسلامي ايران است، كه برهمگان به ويژه بركارگران وزحمتكشان ايران واجب است كه همانند دوران دفاع مقدس كه ازسرزمين اسلامي خويش دفاع نمودند ودست بيگانگان را ازاين مرزوبوم كوتاه نمودند، ازقانون كارجمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون كارگران وزحمتكشان است ، حفاظت نموده ونگذارند فرزندان فرصت طلبي كه بجاي مبارزه با امپرياليسم ووابستگان آن به بهانه تحصيل درخارج ازكشورازمبارزه خودداري نموده بودند ، تمامي زحمات كارگران وزحمتكشان را با تغييرات درقانون كاربي ثمرنمايند. استثمارگران كارگران وزحمتكشان قبل ازانقلاب ونيزفزندان فرصت طلبشان كه درزمان دفاع مقدس بجاي دفاع ازميهن اسلامي ايران بخارج ازكشورفراركرده وامكان ادامه تحصيل براي آنان فراهم بوده است ، واكنون به جهت برخورداري ازاين امتيازات به موقعيتهاي حساس شغلي دست پيدا كرده اند، سعي مي نمايند ، دست آوردهاي انقلاب را يكي پس ازديگري به نيستي بكشانند، ازمهمترين دست آوردهاي اين انقلاب قانون كارجمهوري اسلامي ايران است ، كه بحق مانع ازاستثمار كارگران توسط استثمارگران مي شودكه اين موضوع سالها است كه موجب آزرده خاطر متمولان گرديده وبارها درصدد تضعيف آن گرديده اند ولي هرباربا مقاوت واعتراض شديد نيروهاي كارمواجه شده وناگزير به عقب نشيني گرديدند. اما اينك بارديگر شرايط را براي تغييرات دراين قانون مهيا ديده ودرانديشه تغييرات آن مي باشند. نمايندگان كارگران كه همواره درهوشياري كامل بوده وبنحوي ازانحاء ازاين توطئه ها طبقه كارگر جمهوري اسلامي ايران را آگاه نموده اند، اميد است كه با تلاش نمايندگان كارگران وحاميان آنان همانند گذشته اين نيرنگ ضد كارگري نيز بي اثرگردد وقانون كارجمهوري اسلامي ايران كه ثمره خون شهداي والامقام كارگران زحمتكشان است ازگزند اين استثمارگران نوين كارگران درامان بماند. منبع : سايت اقتصادي ايران http://eghtesadiiran.com
:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۱۰:۳۷:۲۵
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
بعضي ازكارگران واحدهاي توليدي عليرغم داشتن شرايط بازنشستگي ، ميل ورغبتي به بازنشستگي ندارند واظهار ميدارند: وقتي كارفرما چندماه است كه توانائي پرداخت حقوق ودستمزد كارگران خودرا ندارد ، چگونه مي تواند نسبت به تسويه حساب سنوات خدمت وساير مطالبات كارگران پس از بازنشستگي اقدام نمايد؟! اين كارگران اظهارمي نمايندوقتي كه درمحل كارخانه حضوردارند وپي گير مستمرمطالبات خود مي باشند تاكنون به نتيجه اي نرسيده اند واگر محل كارخودرا ترك نمايند محال است كه بتوانند به تمامي خواسته هاي برحق خود كه سالها عمرخودرا درآن سپري نموده اند ، دست يابند وبهمين علت است كه با همه مشكلات آن مي سازند تا روزي اين خواسته هاي آنان به واقعيت تبديل شود . كارگران اينگونه واحدهاي توليدي اظهار مي نمايند : محصولات توليدي آنان قادر به رقابت دربازارمصرف نبوده ورقبايشان با توليد كالاهاي مرغوبترونيز ارزانترمانع ورود كالاهاي توليدي شان به اين بازارها گرديده اند. كارفرمايان وهمچنين مديران اين واحدهاي توليدي به سبب اينكه دانش فني خودرا به روزرساني ننموده وهمواره فاقد مهارت وتوان مديريتي متناسب با خواسته هاي روزافزون مشتريان خودمي باشند ، رفته به رفته اين مشتريان خودرا ازدست داده و روزبه روزازتوان مالي آنان نيز كاسته مي گردد ، تا جائيكه بيم آن وجوددارد كه بكلي مستاصل شده وواحد هاي توليدي را بسمت ورشكستگي هدايت نمايند. البته بايستي اضافه شود كه بعضي از واحدهاي توليدي بجهت فاقد مديراني توانمند ، مشكلاتي را براي نيروهاي كاروبطوركلي براي واحدهاي توليدي خود ايجاد نموده اند كه با تغييراتي درمديرت آن و با جايگزيني مديراني توانمند ونوگرا مي توان ازبروز خسارات وارده بيشتر جلوگيري نمود. اما بعلت اينكه صاحبان اينگونه بنگاهها حاضر به پذيرش اين موضوع نيستند كه بايستي دانش فني آنها به روز رساني شده ، همواره فرفكني نموده ومشكلات ايجاد شده را درجائي ديگرجستجو مي نمايند.بهمين علت هرگز با اين شيوه مديريتي قادرنخواهند بود مشكلات عديده واحدهاي توليدي خودرا مرتفع نمايند. آنچه كه مسلم است براي جلوگيري ازتعطيلي اينگونه واحدهاي توليدي وافزوده شده نيروهاي كارآنان به خيل انبوه بيكاران بايستي راهكارهاي ويژه اي ارائه گردد . يعني اينكه ازطرق مختلف بخصوص ازطريق سازمان صنايع به آموزش كارفرمايان وهمچنين مديران اين واحدها اقدام شود واگراين مديران به حد نصاب لازم جهت اداره واحدهاي توليدي خود دست نيابند ، جاي خودرا به مديراني شايسته وتوانمند واگذار نمايند. مسلما” صاحبان اينگونه واحدهاي توليدي ازحضور دركلاسهاي آموزشي خودداري نموده وتعدادي ازمديران دونپايه را براي فراگيري معرفي خواهند كرد كه تاثيري درشيوه مديريت ناكارامدآنان نخواهد داشت . بهمين علت بايستي بهرشيوه اي اين كارفرمايان را براي فراگيري دانش فني روز تشويق نمودودرصورتيكه ازحضوردركلاسهاي آموزشي خودداري نمايند ازبسياري امتيازات محروم گردند. اگرمديران صنايع درجهت آموزش كارفرمايان واحدهاي توليدي كه مشكلات آنها بعلت نداشتن مديراني توانمند ونوگرا بوده موفق عمل نمايند مي توان انتظار داشت كه آن دسته ازموسسات وواحدهاي توليدي كه بجهت عدم مديراني توانمند وكارامد دچارمشكل گرديدا اند، ازنابودي آنان ممانعت بعمل آمده واز بيكاري روزافزون نيروهاي كار آنان جلوگيري گردد. اما دسته ديگري ازواحدهاي توليدي نه تنها داراي مديراني ناكارامد هستند بلكه اساسا” ازايجاد واحدهاي توليدي اهداف ديگري را درسرداشته وبهبودشرايط نيروهاي كار وهمچنين داشتن توليدات مرغوب وعرضه آنها دربازار مصرف براي آنان ازاهميت اساسي برخوردار نبوده بلكه اهداف آنان اين بوده كه ازطريق امكانات ايجاد شده بتوانند به سودهاي سرشاري دست يابند. اينگونه كارفرمايان به دريافت تسهيلات بانكي متعدد ازبانكهاي مختلف علاقه بسيار داشته وهرگز درفكر بازپرداخت تسهيلات دريافتي نمي باشند. تمايلي به پرداخت حق بيمه كارگران خود به سازمان تامين اجتماعي نداشته وحتي وجوه ماليات مكسوره ازحقوق ومزاياي نيروهاي كار خودرا به سازمان امورمالياتي واريز نمي نمايند.جالب است بدانيم كه صاحبان اينگونه بنگاهها علاقه وافر به مسافرت خارج از كشور دارند وساليانه چندين بار به مدت طولاني به خارج از كشور سفر مي نمايند وهنگامي مجددا” به كشوروبه محل توليدي خود برمي گردند كه تمامي پولهائي را كه (حاصل دسترنج نيروهاي كارشان بوده وبجاي پرداختن حقوق ومزاياي كارگران خود ) به همراه داشته اند به انتها رسيده باشد. بهمين دليل موضوع كارفرمايان دسته دوم ازدسته اول بطوركلي مجزا مي باشد وبرخورد با صاحبان بنگاههاي دسته دوم به گونه اي ديگر مي باشد ازجمله ممنوع الخروج نمودشان تا زمانيكه تمامي بدهيهاي خودرا ازبابت حقوق ومزايا وساير مطالبات كارگران وسازمانهاي تامين اجتماعي وامورمالياتي پرداخت نمايند. توضيح اينكه صاحبان اين نوع بنگاههاي اقتصادي بجهت اعتياد به مسافرت خارج ازكشور تمامي مساعي خودرا درجهت رفع ممنوع الخروجي خود بكار خواهند گرفت . با بررسي وضعيت كارفرمايان دسته اول ونيزدسته دوم ومتمايز نمودن آنان ازيكديگر ، ضمن كمك ومساعدت به كارفرمايان بنگاههاي دسته اول ازسوء استفاده بيش از پيش كارفرمايان بنگاههاي اقتصادي دسته دوم جلوگيري شود تا بتوان شاهد جامعه اي بارونق وشكوفائي اقتصادي باشيم. منبع: سايت اقتصادي به نشاني: http://eghtesadi.avi.trade
:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: اقتصادي،
 



ساعت : ۰۴:۲۵:۴۰
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
سرانجام سال نو نيز به مانند همه سالها فرارسيد، سالي را كه درپيش روداريم انتظارميرود كه درآن با افزايش رشد اقتصادي روبرو باشيم تا شايد موجب افزايش درآمد سرانه گردد، اما توقع داشتيم كه به درخواستها درخصوص افزايش حقوق كارگران ونيزمستمري بگيران سازمان تامين اجتماعي توجه بيشتري مبذول مي گرديد تا اين طبقات آسيب پذير با كمترين آشفته فكري سال جديد را آغاز مي كردند . درسالي كه گذشت كارگران ونيز مستمري بگيران سازمان تامين اجتماعي انتظار داشتند كه درسال آينده ازافزايش قابل توجهي ازنظر حقوق ومزايا برخوردار باشند تا بتواند نسبت به تامين حداقل معيشت خود ونيز خانواده خويش اقدام نمايند تا حداقل دراين سال جديد نسبت به وظايف خود درمقابل خانواده خود كوتاهي ننموده وهمانند سال قبل شرمنده آنان نباشند. اما با همه هشدارهائي كه درباره بعضي از كارفرمايان بنگاههاي اقتصادي داده شده بود توجهي نشده وكارفرمايان اينگونه بنگاهها بدون پرداخت چندين ماه حقوق ومزايا ونيز عيدي وپاداش سال قبل مبادرت به خروج ازكشورنمودند ونيروهاي كاري را كه با كوشش وتلاش بي مانند انتظار حقوق ومزايا ونيز عيدي وپاداش وساير مزايا را داشتند درمقابل خانواده شان سرافكنده وشرمسار نمودند. اما جالب است به اين موضوع نيز توجه شود كه بعضي ازاين كارفرمايان ازنقاط ضعف نيروهاي كارخود استفاده نموده وبدون پرداخت مطالبات سال قبل ازآنان برگه تسويه حساب دريافت نموده اند. شايان ذكر است كه بعضي ازاين كارفرمايان اينگونه تسويه حسابهاي كارگري را ازطريق دفاتر اسناد رسمي انجام داده تا به اين اعمال خود جنبه قانوني داده تا درصورت شكايات نيروهاي كار ازاين اسناد برعليه آنان استفاده گردد. بايستي اضافه شود كه اينگونه كارفرمايان درسال جديد نيز همانند سال قبل پس از بازگشت از تطيلات خارج ازكشور با پرداختهاي ناچيزي مجددا” آنان را وادار به كاروتلاش نموده وبا حاصل كاروتلاش آنان مجددا”به خارج ازكشورمسافرت مي نمايند وهمچنان اين نيروهاي كار با اميد بازگشت مجدد كارفرمايان خود ودريافت مبلغي ناچيز درانتظار مي مانند تا شايد با دريافت اين مبلغ حداقل بتوانند شكم خانواده شان راسيركرده و اميدوارباشند كه حداقل دچار سوءتغيه نگردند. اما بايستي ازخود پرسيد با اينگونه كارفرمايان كه اعتياد به مسافرت هاي غيرضروري وتفريحي به خارج ازكشوردارند وهرباربا وعده هاي توخالي ازاين نيروها استفاده نموده و با حاصل تلاش ودسترنج آنان به سفرهاي غير ضروري خارج ازكشور اقدام مي نمايند چه بايد كرد؟! توضيح اينكه اينگونه كارفرمايان نه تنها ازپرداخت حقوق ومزاياي كارگران بلكه حق بيمه آنان را نيز به سازمان تامين اجتماعي پرداخت نمي نمايند وازاين بابت نيز خساراتي به اين سازمان مهم وبا ارزش وارد مي نمايند . زيرا اگر كارفرمايان بموقع بتوانند نسبت به پرداخت حق بيمه كارگران خود اقدام نمايند اين سازمان نيز بهتر مي تواند به انجام ظايف خود ادامه دهد ومستمري بگيران نيز مي توانند اميدوار باشند كه مشمول بسته هاي حمايتي سازمان تامين اجتماعي قرار خواهند گرديد. مهمترين گزينه براي وادار كردن اينگونه كارفرمايان كه اعتياد به مسافرت خارج ازكشوردارند وبا دسترنج نيروهاي كار خود به اين كار اقدام مي نمايند ، ممنوع الخروج نمودن آنان ازكشور ميباشد ، با توجه به اينكه اين كارفرمايان اعتياد به مسافرت دارند براي اينكه مانعي جهت خروج آنان ازكشور ايجاد نگردد براي رفع آن ازهر اقدامي فروگذار نمي نمايند . اگر شرايط خروج اينگونه كارفرمايان مفاصا حساب با سازمان تامين اجتماعي ، سازمان امورمالياتي وبه ويژه كارگران آنان منظورگردد ، بدون شك درجهت جلوگيري از ممنوع الخروج شدن ازهيچ اقدامي فروگذار نخواهند نمود وازاين بابت ضمن اينكه كارگران اينگونه بنگاهها به حقوق ومزايا ي خود دسترسي پيدا مي كنند ، سازمان هاي تامين اجتماعي وامورملياتي نيزنسبت به دريافت مطالبات خود اطمينان حاصل خواهند نمود. اگربه اين طريق رفتار شود مسلما” شاهد تعطيلي بنگاههاي اقتصادي وبيكاري روزافزون نيروهاي كارنخواهيم بود وضمن اينكه سازمان تامين اجتماعي با دريافت مطالبات خود خدمات بهتري مي تواند ارائه نمايد ، ازفرار مالياتي توسط اينگونه بنگاههاي اقتصادي نيز ممانعت بعمل مي آيد. منبع : سايت اقتصادي به نشاني: http://eghtesadi.avi.trade
:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: ،
 



ساعت : ۰۹:۱۰:۱۲
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
نقاط ضعف آن عده از صاحبان بنگاههاي اقتصادي كه اعتياد به مسافرت خارج ازكشوردارند ممنوع الخروج شدن آنان است. مهمترين شيوه و روش براي اجبار بعضي ازكارفرمايان وصاحبان بنگاههاي اقتصادي كه بطورپي درپي وبي رويه ازمحل پرداخت حقوق ومزاياي كارگران خود، به خارج ازكشورمسافرت مي نمايند ، ممنوع الخروج نمودن آنان است. معمولا" آن عده ازصاحبان وكارفرمايان بنگاههاي اقتصادي كه ازشيوه هاي غير معمول وازطريق تسهيلات بانكي اقدام به ايجاد بنگاه اقتصادي نموده وازاين تسهيلات درجهت امورغير مرتبط ونيزمصارف شخصي ويا سرمايه گذاري درخارج ازكشور استفاده كرده اند، زماني به بنگاه مراجعه مي نمايند كه وجوه انتقالي به خارج از كشور كه حاصل تلاش ودسترنج نيروهاي كارآنان مي باشد به اتمام رسيده باشد. اين صاحبان بنگاهها ازفقر وتنگدستي نيروهاي كاركه خود عامل آن مي باشند، درجهت اهداف خود استفاده نموده وازهربار بازگشت بااستفاده ازعوامل خويش وپرداخت حقوقي اندك ووعده هاي توخالي آنهارا وادار به كار وتلاشي مضاعف مي نمايند ودرآمدهاي ناشي از اين فعاليتها بجاي پرداخت شدن حقوق ومزايان كارگران ، جهت مصارف شخصي ومسافرت خارج ازكشور صاحبان اينگونه بنگاههاي اقتصادي بكار گرفته ميشود. كارفرمايان اين نوع بنگاهها كه بجهت اعتياد به مسافرت خارج ازكشور ، اندوخته اي را جهت پرداخت حق بيمه نيروهاي كارخويش منظور نمي نمايند ، همواره به سازمان تامين اجتماعي بدهكار بوده وكارگران كه ازاين موضوع آگاه مي باشند، به اين واقعيت رسيده اند كه اگر نسبت به عدم پرداخت حقوق ومزاياي خود اعتراض نمايند ، با توجه به اينكه مشمول دريافت غرامت بيمه ايام بيكاري نمي شوند ، به اجبار تسليم خواسته هاي نامشروع ونابحق اينگونه صاحبان بنگاههاي اقتصادي مي گردند. كارگران دراين قبيل بنگاهها بخاطر ازدست ندادن شغل خود ، به هر شيوه ناپسند حتي با خوش رقصي وچاپلوسي و تضعيف ديگر نيروهاي كار، سعي مي نمايند نظرات مساعد كارفرمايان را به سمت خود جلب نمايند . تجربه نشان داده كه كارفرمايان ازاين وضعيت آشفته نيروهاي كار درجهت اهداف خود بيشترين بهره برداري رانموده وضمن بجان هم انداختن نيروهاي كار، حاصل دسترنج آنان را به يغما مي برند ، كه نتايج آن فربه شدن هرچه بيشتر صاحبان بنگاهها وضعيف شدن نيروهاي كار مي گردد. جالب است بدانيم صاحبان اينگونه بنگاههاي اقتصادي ، به اجبار شرايطي را فراهم مي نمايند كه بعضي از نيروهاي كارعليرغم ميل باطني خود مبادرت به درخواست بازنشستگي نمايند وزمانيكه براي دريافت حق سنوات وديگرمطالبات خود به بنگاه مربوطه مراجعه مي نمايند ، كارفرمايان بجهت عدم پرداخت مطالبات وبه اين انديشه كه اين بازنشستگان بعلت ممنوعيت اشتغال مجدد اعتراضي نخواهند نمود ، آنان را با حق الزحمه اندك بكار مي گمارند تا ازاين طريق بتوانند حقوق قانوني شان را پايمال نمايند. نيروهاي كاردراينگونه بنگاههاي اقتصادي كه خودرا عاجز وناتوان دربدست آوردن حقوق قانوني خود مي بينند ، بعلت اينكه قادر به تامين حداقل معيشت خودوافراد تحت تكفل خويش نمي باشند روز به روز بر ميزان افسردگي آنان افزوده شده ، تاجائيكه ممكن است زندگي وخانواده آنان بمخاطره افتاده ومتلاشي گردد. بايستي به اين واقعيت هرچند تلخ اذعان نمود كه متلاشي شدن يك خانواده ميتواند هزينه هاي بسيار گزافي را به جامعه تحميل نمايد كه جبران آن به سادگي امكان پذير نباشد. فرزندان خانواده هاي متلاشي شده هرگزنمي توانند افرادي موثروخدمتگزار براي يك جامعه موفق وايده آل باشند وبا اين شرايط روز به روز به افراد سرخورده افزوده گشته وآنگاه بايستي هزينه هاي بسيار زيادي جهت مقابله با اين نوع افراد سرخورده وعاصي پرداخت نمود كه اين هزينه ها دربيشتر اوقات غيرقابل جبران است. بايستي براي جلوگيري از متلاشي شدن خانواده هاي نيروهاي كار چاره انديشي شود وعامل اين فروپاشي تحت پيگرد قانوني قرارگرفته ، تا اين پديده براي هميشه ريشه كن گردد وشاهد حوادث تلخ وناگواردرآينده نباشيم.ازهرطريق ممكن كارفرمايان را مجبور نمائيم كه نه تنها حق بيمه بلكه حقوق ومزاياي آنان را بموقع پرداخت نمايد ومسافرت به خارج كارفرمايان را منوط به پرداخت به هنگام وبموقع حق بيمه ونيز حقوق وسايرمزاياي قانوني نيروهاي كار مجاز دانسته ودرصورت عدم پرداخت حق بيمه ونيز حقوق ومزايا آنان را ممنوع الخروج نمايند تا ازوقوع فاجعه انساني جلوگيري بعمل آيد. منبع: سايت اقتصادي http://eghtesadi.avi.trade
:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



ساعت : ۰۳:۰۳:۳۵
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
بررسي وتجزيه وتحليل برخي از بنگاههاي اقتصادي كه سرانجام ناموفقي را تجربه نموده اند ميتواند راهنما وراهگشا براي آن دسته ازبنگاههائي باشد كه ميخواهند ازتجارب تلخ بنگاههاي ناموفق درجهت پيشرفت وترقي بنگاههاي اقتصادي خود بهره برداري نموده تا به سرنوشت ناخوشايند آنها منجرنگردند. اگر هيئت موسسين درهمان ابتداي تاسيس يك بنگاه اقتصادي بجاي همفكري واتحاد بناي رقابت ناسالم را درپيش گرفته ودرصدد حذف يكديگر برآيند و موقعيت براي افراد فرصت طلب فراهم شود ، مسلما"نميتوانند شاهد يك بنگاه اقتصادي موفق باشند، زيرا مديران نالايق وفرصت طلب بجاي تلاش وكوشش درجهت اهداف بنگاه ، درصدد پركردن جيب هاي خود خواهند بود و زماني ازاين شيوه وروش دست خواهند كشيد كه چيزي ازآن بنگاه باقي نمانده وبه ورطه نيستي كشيده شده باشد. اينگونه مديران بنگاههاي ناموفق درهمان ابتدا سعي مي نمايند ازنيروهائي استفاده نمايند كه ازطريق دوستان وآشنايان معرفي شده باشند. البته ازطريق آگهي درنشريات كثيرالانتشار اقدام به جذب نيرو مي نمايند ، اما درهنگام مصاحبه همه افرادي كه ازاين طريق معرفي شده باشند مردود شده وفقط نيروهاي معرفي شده ازطرف دوستان و آشنايان مورد وثوق پذيرفته خواهندشد دراينگونه بنگاههاي اقتصادي كه مدير عامل آن رئيس هيئت مديره نيز مي باشد ، سعي مي نمايد كه امورمالي واداري خودرا ازفردي انتخاب نمايد كه بي اندازه به آن اطميان داشته وكاملا" محرم اسرارش باشد تابتواند بجاي حسابداري، حسابسازي نمايد وتا آنجائي كه ممكن باشد ازپرداخت حق بيمه وماليات متعلقه خودداري نمايد وبعبارت ديگر حسابهارا بطورواقعي نشان نداده و هزينه هاي شخصي وغير مرتبط مديران را بحساب بنگاه منظور نمايند . جالب است بدانيم كه اينگونه مديران ازروشهاي سنتي بجاي روشهاي علمي دركنترل ورود وخروج نيروهاي كارخود اقدام مي نمايند كه شيوه اي بسيار ناپسند ووقيح بوده كه حس حقارت را درنيروهاي كار ايجاد مي نمايد. بايستي اضافه شود كه معاملات كلان توسط شخص مديرعامل انجام گرفته وصورتحسابهاي غيرواقعي تحويل حسابداري ميگردد . ماهانه چندين بار فرم سفر وماموريت غيرواقعي تنظيم مي نمايندوبجهت اينكه هزينه هاي سفر وماموريت خارج ازكشور شان ازنظر امورمالياتي غيرقابل قبول مي باشد ، آن رابحساب ديگري مثلا" قيمت تمام شده دارائيها منتقل مي نمايند تا به سهولت توسط مميزين قابل شناسائي نباشد. معمولا" كالاهائي را كه ازخارج خريداري مي نمايند صورتحساب آن را ازامورمالي مخفي نگهميدارند تا به همه تخلفات پي برده نشده ونتوانند ازاين طريق مديران را تحت فشار قرار داده وباج خواهي نمايند. بهمين علت امور مالي نميتواند ارقام دقيق وواقعي دارائي هارا اعلام نمايد ، زيرا دسترسي به صورتحسابهاي دارائيها وكالاهاي خريداري شده را ندارد وازاين رواست كه صورتهاي مالي اينگونه بنگاههاي اقتصادي غير واقعي بوده ونمي تواند بيانگر وضعيت مالي بنگاه اقتصادي باشد. موضوع حائزاهميت ديگر اين است كه مديريت عامل ، آن قسمتي از بدهي هاي خود ووابستگان خويش راكه نتواند به حساب خاصي منتقل نمايد ، بحساب بدهكاري يكي ازكاركنان خود كه مطمئن است ، هرگز به دفاتر بنگاه دسترسي پيدا نخواهند كرد، منظورخواهد نمود ، تا پس از مدتي بتواند آن را بعنوان مطالبات لاوصول جزء هزينه هاي سوخت شده اختصاص دهد وبراي هميشه ازدست اين بدهي رهائي يابد. البته دست درازي اينگونه مديران فقط به معاملات انبوه ، ختم نميشود بلكه حتي به حقوق ومزاياي اندك نيروهاي كارخود نيز چشم طمع دوخته وبعناوين مختلف ازپرداخت همه آن خودداري مي ورزند وبراي اينكه آن عده از كاركنان مورد اطمينان خودرا راضي نگهدارند قسمتي ازحقوق آنان را درليست جداگانه وبا عناويني ديگر پرداخت مي نمايند تا مشمول حق بيمه وماليات نگردند. با اين توصيف هنگاميكه اين مديران جهت ادامه كار نياز به تسهيلات پيدا مي نمايند ، باروشهاي مختلف وبا توجه به اينكه استحقاق دريافت چنين استهيلاتي را ندارند بطورمستمر وپي درپي ازبانكهاي مختلف تسهيلاتي دريافت مي نمايند وازاين همه تسهيلات بانكي درجهت امورشخصي وغير مرتبط استفاده مي نمايند ووقتي كه قادر به پرداخت اقساط تسهيلات دريافتي بر نيامدند آنگاه سعي مي نمايند ازطريق تهديد به اخراج نيروهاي كار، مسئولين راتحت فشار قرار داده تا بنحوي بتوانند خودرا اززيربار اين همه بدهي خلاص نمايند. مديران بنگاههاي ناموفق ازهرطريق وروش تلاش مي نمايند خودرا از بحرانهاي ايجاد شده رها نمايند ولي بجهت اينكه همواره داراي اهدافي نا مقدس مي باشند ، هرگز موفق نشده وانچه كه باقي مي ماند بنگاهي ورشكسته مي باشد كه بجهت اينكه قادر به پرداخت حقوق ومزاياي نيروهاي كار خود نمي باشند ، آنا ن را به واحد اشتغال وبيمه بيكاري معرفي مي نمايند كه اين مسئله نيز خود تبعات ناخوشايندي را درپي دارد. درخاتمه بايستي افزوده شود ، هدف از اين توضيحات اين است كه بنگاههاي ناموفق از بنگاههاي موفق تميز داده شده تا با پند آموزي از خطاي اين بنگاهها ، بنگاههاي موفق بتوانند هرچه بيشتر به رشد وشكوفائي اقتصادي دست يابند تا ضمن جلوگيري از بيكاري نيروهاي كار شاهد جذب بيشتر اين نيروها توسط بنگاههاي اقتصادي باشيم. منبع: سايت اقتصادي http://eghtesadi.avi.trade
:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



ساعت : ۰۵:۲۷:۵۷
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
 avatar

 

 

 

 

هنگامي كه كارگاه ويا بنگاه اقتصادي درجهت اهداف اقتصادي خود اقدام به جذب نيرو مي نمايد، بايستي به اين موضوع واقف باشد كه سلامتي جسم وروان نيروهاي كاردرجهت افزايش بهره وري ازاهميت بسزائي برخوردار است.

 

اكثر كارگاهها ويا كارخانجات درچندماهه اول به بهانه ايام كارآموزي ازبيمه نمودن كارگران خود امتناع نموده وهرگاه كارگري نسبت به اين موضوع اعتراض نمايد بيدرنگ به خدمتش خاتمه داده ميشود. اين كارفرمايان غيرمسئول كه فاقد هرگونه دانش مديريتي مي باشند دربيشتر اوقات ازبابت بيمه ننمودن كارگران خود متحمل خسارات سنگيني ميشوند كه تاوان عدم بيمه نيروهاي كارخودرا  درهنگام حادثه مي پردازند . امروزه اكثر كارفرماياني كه ازاين شيوه مديريتي استفاده مي نمايند غالبا” يا به سمت ورشكستگي سوق داده شده ويا نيمه فعال مي باشند كه قادر به پرداخت حقوق ومزاياي كارگران خويش نمي باشند.

 

اين كارفرمايان درهمان ابتداي فعاليت كارگاه ويا بنگاه اقتصادي سعي دراختفاي ميزان درآمد واقعي خود مي نمايند كه به گمان خود با عدم پرداخت ماليات وحق بيمه نيروهاي كارخود بتوانند به سود سرشاري دست يابند ولي بجهت عدم آشنائي به علوم وفنون مرتبا” مرتكب اشتباهات فاحشي گشته كه با انباشته شدن ميزان بدهي كارگاه ويا بنگاه اقتصادي ، موقعيت اين كارگاهها وبنگاهها را بمخاطره مي اندازند.

 

ازويژگيهاي اينگونه بنگاههاي اقتصادي اين است كه ازسيستم  مديريتي اصولي بي بهره بوده وازيك فرد بعنوان  مسئول اداري ، مالي ، كارگزيني ، حسابداري و… استفاده ميشود كه اين فرد بجهت عدم مهارت در همه اين زمينه ها نميتواند بخوبي وظايف خودرا انجام دهد ، بهمين علت درهمان ابتدا بنگاه اقتصادي را بسمت بحران سوق ميدهد كه باگذشت زمان اين بحران به فاجعه تبديل مي شود . ازآنجائيكه صاحبان اين بنگاهها قادر به درك علت زيان دهي بنگاه خويش نمي باشند رفته رفته بر ميزان زياندهي شان افزوده شده واقدام به اخذ تسهيلات بانكي  پي درپي مي نمايند واز اين تسهيلات درامورغيرتوليدي استفاده مي نمايند . استفاده صاحبان اينگونه بنگاهها ازتسهيلات دريافتي درجهت مصارف شخصي وغير مرتبط ، به افزايش بيش از حد بدهيهاي آنها منجر ميگردد.

 

كارفرمايان بنگاههاي مسئله دار نه تنها به وظايف قانوني خود دراموربيمه اي نيروهاي كاراهتمام نمي نمايند ، بلكه با سهل انگاري موقعيت سلامتي  جسمي وروحي آنان را درمعرض خطر قرار مي دهند. كارگران به اميد بيمه شدن خود وخانواده خويش باحقوق اندك جذب اينگونه بنگاههاي اقتصادي مي گردند كه بتوانند ازامنيت وآسايش فكري بيشتري به كارخود ادامه داده و ازحقوق ومزاياي بازنشستگي درايام ناتواني برخوردار شوند. اگر كارفرمايان بطورقانوني اقدام به پرداخت حق بيمه نيروهاي كارخود به سازمان تامين اجتماعي ننمايند ، مسلما”، اين سازمان بخوبي وبطور احسن نمي تواند به وظايف قانوني خود همت گمارد، لذا اجبارا” روز به روزاز ميزان خدمات خويش مي كاهد وبراي اين منظور ممكن است آن دسته ازقوانين كه ممكن است به نفع نيروهاي كار باشد را رعايت ننموده  وبا كاستن از ميزان هزينه ها  ازجمله مستمري بعضي از بازنشستگان  تحت عناوين غير متعارف كه با توجه به اينكه اينگونه مستمري بگيران دربعضي موارد  حدود نصف مشمول بيمه پرداختي را بعنوان مستمري دريافت مي نمايند ، ميتواند ازنظر معيشتي وضعيت نامطلوبي را براي آنان فراهم نمايد. بايستي افزوده شود اينگونه بازنشستگان كه درايام اشتغال همانند كارگران مشمول قانون كار ازعيدي وپاداش ساليانه استفاده ميكردند به يك باره ضمن اينكه عيدي سالانه او به نصف كاهش پيدا مي كند ،مستمري آنان نيز مشمول غيرمتعارف گشته وبه نصف كاهش مي يابد. اين نوع مستمري بگيران كه ميزان دريافتي شان به نصف ايام اشتغالشان كاهش پيدا نموده دچار بحران گرديده وقادر به تامين حداقل معيشت خود وخانواده خويش نخواهند گرديد ، لذا روز به روز به سمت فقروناتواني سوق داده ميشوند.

 

با اين توصيف ، اگر كارفرمايان درهمان ابتداي جذب نيروي كار ، به وظايف قانوني خود

 

عمل ونسبت به بيمه نمودن كارگران خود اقدام نمايندو مرتبا”وبطوركامل حق بيمه كارگران

 

خودرا بدون هرگونه كم وكاستي پرداخت نمايند ، آنگاه سازمان تامين اجتماعي نيز بدون هيچ

 

بهانه اي مي تواند وظايف محوله خودرا بخوبي انجام دهد . وقتي كه سازمان تامين اجتماعي

 

بهتربتواند وظايف خودرا انجام دهد ، ضمن اينكه موجب آسايش فكري ونيز سلامتي جسمي

 

ورواني نيروهاي كاررا فراهم مي نمايد، بدون شك درافزايش هرچه بيشتر بهره وري ونيز

 

رشد وشكوفائي اقتصادي مي تواند تاثير گذار باشد.

 

منبع: سايت اقتصادي

 

http://eghtesadi.avi.trade

 

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



ساعت : ۰۷:۴۳:۱۶
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)
 
avatar

تصوير سايت اقتصادي

بعضي از مديران و صاحبان دارنده صاحبان سهام بالاتربنگاههاي توليدي وصنعتي بخش خصوصي ، گاها” ودربعضي از موارد تصميم به افزايش سرمايه مي گيرند تا بدينوسيله به اهداف مورد نظر دست يافته ونيز صاحبان سهام با سرمايه اندك را ازگردونه خارج نمايند.

صاحبان دارنده سهام بالاتر وبيشتر كه دربنگاههاي توليد ي وصنعتي ازاختيارات بيشتري درهنگام تصميم گيريها برخوردار هستند ، همواره سعي مي نمايند كه بيشترين صاحبان سهام را ازخانواده و نزديكان خويش انتخاب نمايند تادرهنگام انتخاب اعضاء هيئت مديره ، اعضاء اصلي ونيز مدير عامل آزآن آنان باشد .
وقتي كه تمامي اعضاء هيئت مديره ازيك خانواده انتخاب شوند ، سعي مي نمايند ازبين خود رئيس هيئت مديره را انتخاب نمايند ونيز به رئيس هيئت مديره اين اختيار را ميدهند كه ضمن رياست هيئت مديره ، مديريت عامل را نيز عهده دار باشد. اختيارات مدير عامل دراينگونه بنگاهها بحدي است كه تمامي تصميمات ازطريق اين مديرعامل گرفته شده وتوسط خوداو نيز اجرائي ميشود وبجهت اينكه اشخاص ديگر نتوانند نسبت به تصميماتش انتقاد يا اعتراض نمايند بازرسان اصلي وعلي البدل ونيز مديران خودرا ازبين افراد مورد اطمينان ووفادار خويش انتخاب مي كنند .آنچه كه براي اين مدير عامل از اهميت اساسي برخوردار است انتخاب مسئولين مالي و اداري ونيزحسابداري بسيارباوفا ورازنگهدار مي باشد كه بتواند درجهت اهداف مورد نظر با وي همگام وهماهنگ عمل نموده وهيچگاه تخلفات مالي را افشاء ننمايند. تجربه ثابت نموده كه هرگاء احدي ازاين افراد نخواهند مجري دستورات غير اصولي وغيرقانوني اين مدير عامل باشند ازكاراخراج ميگردند والبته اين رونداخراجها فقط شامل كاركنان نميشود ،حتي اگر آن عده از اعضاء هيئت مديره معترض به تصميمات غيرقانوني وبيخردانه مديرعامل باشند، بنحوي ازانحاء ويا با فزايش سرمايه آنان را ازعضويت درهيئت مديره محروم مي سازند.
جالب است بدانيم كه اينگونه مديران عامل علاوه بر درياقت حق الزحمه وداشتن امكانات بيشمار حتي هزينه هاي شخصي خودرا نيز بحساب بنگاه منظور مي نمايند .باتوجه به اينكه اخيرا”مسئولين مالياتي به اين موضوع واقف شده اند ، مديران عامل اين موسسات توليد ي وصنعتي دستورداده اند كه اين نوع هزينه ها درحساب ديگري نگهداري شود تابه آساني قابل كشف نباشد.براي نمونه سالانه چندين بار مديران اين نوع بنگاههاي اقتصادي جهت امورشخصي به خارج ازكشور سفر مي نمايند وهزينه هاي سفرخودرا بحساب هزينه سفروماموريت منظور مي كنند ولي بعلت اينكه اينگونه هزينه ها جزء هزينه هاي قابل قبول ازنظر سازمان امورمالياتي نمي باشد آن را بحساب تمام شده دارائيهاي ثابت منظور مي كنند تا به آساني توسط مميزين امورمالياتي قابل كشف نباشد. هرموسسه حسابرسي كه نخواهد دراين امورغيرقانوني با آنهاهمگام وهماهنگ شود نسبت به لغو قرارداده منعقده اقدام وموسسه حسابرسي ديگري را براي بنگاه خود جايگزين مي نمايند.
مديرعامل ورئيس هيئت مديره دراينگونه بنگاهها بجهت حمايت ازديگر اعضاء هيئت مديره ناگزير به سهيم نمودن آنان دراين تخلفات مي نمايند تابتوانند ازهمكاري شان درهمه موارد بهره مند شوند. روزبه روز ورفته به رفته بر ميزان مطالبات اعضاء هيئت مديره با عنوان جاري شركاء افزوده مي گردد . با توجه با اينكه اين افزايش مطالبات هيئت مديره با درآمد بنگاه همخواني ندارد ونميتوانند آن را نقدا” ازحساب خارج نمايند درخواست افزايش سرمايه مي نمايند تا بدين طريق ضمن افزايش سهام خود بر اختيارات روز افزون خود نيز مشروعيت قانوني اعطاء نمايند.
مديران اي نوع موسسات اقتصادي تاكنون صدمات زيادي بر اقتصاد جامعه مان وارد نموده اند كه نتايج آن بيكاري روز افزون نيروهاي كار ، افزايش مطالبات سازمان تامين اجتماعي وامورمالياتي وساير بستانكاران وخصوصا” با عدم پرداخت حقوق كارگران بارسنگيني را ازبابت پرداخت غرامت ايام بيكاري به سازمان تامين اجتماعي تحميل نموده اند . آنان با اخذ تسهيلات دريافتي واستفاده آن در امورغير توليدي ونيز براي مصارف شخصي ضمن افزايش مطالبات بانكها بر ميزان غيرقابل جبران بدهيهاي خود افزوده اند كه با بررسيهاي بعمل آمده تحت هيچ شرايطي امكان جبران آن وجود نداشته وسرانجام روشني براي اينگونه بنگاههاي توليدي وصنعتي متصور نيست . آنچه كه بايستي بدانيم اين است كه براي حمايت از بنگاههاي توليدي وصنعتي ضروري است كه اين نوع موسسات اقتصادي شناسائي وايزوله گرديده تابتوان به ان عده ازصاحبان بنگاههائي كه درتحت هرشرايطي تخلف ننموده وضمن حفظ ونگهداري نيروهاي كارخود دررشد واعتلاء اقتصادي جامعه مان تاثير گذار بوده اند معاضدت وياري نمود تا بيش از پيش بتوانند درجهت افزايش اشتغال وبهره وري ودرنتيجه دررشد وتوسعه اقتصادي جامعه مان همت گمارند.

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



ساعت : ۰۷:۵۹:۳۱
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)

تصوير سايت اقتصادي

avatar
چراعده اي از كارفرمايان واحدهاي توليدي بخش خصوصي قبل از آغاز سه ماهه پاياني سالي مالي اقدام به تعديل نيروهاي توليدي خود مي نمايند؟

 

معمولا”بنگاههاي توليدي بخش خصوصي درحدود شش ماهه اول هرسال مالي ازبازارداخلي مناسبتري جهت عرضه توليدات خود برخوردار هستند واين موقعيت بعلت شرايط آب وهوائي مساعدي است كه عايد آنان گرديده است وباآغاز نيمه دوم سال بجهت كاهش سفارشات خريد كالا وفقدان بازار مناسب داخلي جهت فروش كالاهاي توليد ي ، اين كارفرمايان لاجرم درجهت تعديل نيروهاي كارخود اقدام مي كنند ، تا بدينوسيله ازافزايش زيانهاي حاصله جلوگيري نمايند.واين روند كاهش نيرو تا پايان سال مالي ادامه پيدا نموده وپس از گذشت حدود يكماه از سال جديد يعني از ارديبهشت ماه سال مالي جديد اقدام به جذب نيروي كار جديد مي نمايند.
نيروهاي توليدي اين قبيل بنگاهها بطور مستمر دردلهره واظطراب بسر مي برند ، زيرا كه هرلحظه دراين انديشه هستند كه كارفرمايان با صدورحكمي ازحضورآنان درمحل كارشان ممانعت بعمل آورند.كارگران اينگونه واحد هاي توليدي به اين منظور كه مدت زمان بيشتري را بتوانند به كار خود ادامه دهند ممكن است به هر وسيله ناشايستي وحتي نسبت به تخريب ديگر همكاران خود مبادرت نمايند تا بدين طريق مراتب وفاداري خويش را به كارفرمايان خود اثبات نمايند.
اين عده ازكارفرمايان توليدي نيز از موقعيت ايجاد شده سوء استفاده نموده وبراثرعدم هماهنگي وتفاهم بين نيروهاي كار بر عليه منافع آنان اقدام مي نمايندوبه اهداف مورد نظر نائل مي گردند. براثر اين كاهش نيروهاي كار ، كارفرمايان براي مدت كوتاهي ازبحران (ناشي از عدم دسترسي به بازارتوليدات خود ) رهائي يافته وپس از سپري شدن تعطيلات سال جديد ، معمولا” از آغاز ارديبهشت ماه مجددا” به استخدام نيروي كار بصورت قرارداد موقت اقدام مي نمايند.
اين شكل ازجذب نيروي كار امري عادي براي عده اي از كارفرمايان بخش خصوصي گرديده است كه با استفاده از امتيازبهره برداري از قرارداد موقت ، هرزمان كه اراده نمايند از كارگران خود استفاده نموده وزماني كه نيازي به وجودشان احساس ننمايند ، با اندك بهانه اي اقدام به لغو قراداد في مابين مي نمايند وبدينوسيله ضمن افزايش نارضايتي اجتماعي ، هزينه هائي را ازبابت پرداخت غرامت ايام بيكاري متوجه سازمان تامين اجتماعي مي نمايند.
بايستي اذعان شود كه اين طريق جذب نيروي كار، نميتواند منافع كارفرمايان را بخوبي تامين نمايد، زيرا مادامي كه نيروهاي كار ازنظر شغلي احساس امنيت ننمايد نه تنها سبب افزايش بهره وري نميشوند ، بلكه با توليد كالاهاي بي كيفيت ، بي رغبتي خريداران را فراهم مي نمايند. كه اگربهمين طريق ادامه يابد اين نوع بنگاهها با توليدات بي كيفيت بتدريج ازگردونه رقابتها خارج شده و ورشكست خواهند گرديد. بايستي ازتجارب حاصله بنحو احسن استفاده نموده وبه ياد داشت كه قرارداد هاي كار موقت نه تنها منافع كارفرمايان ونيز كارگران را تامين نمي كند بلكه موجبات كاهش بهره وري را فراهم مي نمايد كه از اين بابت نه تنها نيروهاي كار بلكه كارفرمايان نيز متضرر ميگردند.
با اين توصيف راهكارچيست؟ چه راهي ميتواند منافع نيروهاي كار ونيز كارفرمايان را بخوبي تامين نمايد، كه ضمن افزايش توليد كالاهاي با كيفيت ، زمينه مناسب اينگونه توليدات را دربازار هاي جهاني فراهم نمايد؟ پاسخ به اين پرسش به اين نحو است كه كارفرمايان ونيز نيروهاي كار به اين واقعيت برسند كه با همفكري وتفاهم ميتوانند هرگونه موانع را ازمقابل خويش برداشته وبا توليد كالاهاي با كيفيت بازار مناسب داخلي وخارجي را براي اين محصولات فراهم نمايند، تا آينده اي روشن براي اين بنگاههاي توليدي فراهم گشته ،كه ازاين بابت هم كارفرمايان سود خواهند برد وهم اين روند افزايشي توليد موجب ميگردد كه كارفرمايان ازنيروهاي كارخودبخوبي صيانت نموده وبه اين موضوع آگاه شوند كه بدون داشتن نيروهاي كار ماهر هرگز موفق نخواهند شد. اگرتقابل بين كارگروكارفرما به تفاهم وهمكاري صميمانه تبديل شود آنگاه نه كارگران نگران ازدست دادن شغل خود خواهند بود ونه اينكه كارفرما يان درصدد اخراج بي رويه آنان بعنوان تنها راه پيشرفت شان خواهند گرديد.بدين ترتيب ازدلهره واضطراب نيروهاي كار كاسته شده وموجبات افزايش بهره وري فراهم ميگردد ، كه ازمنافع آن نه فقط كارگر وكارفرما بلكه همگان بهره مند خواهند گرديد.

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



ساعت : ۰۴:۲۲:۰۲
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)

avatar

تصوير سايت اقتصادي

شايد عده اي تصورنمايند كه با برداشته شدن موانع اقتصادي ، به يكباره  همه معضلات اقتصادي مرتفع شده وهمگان بطوريكسان ازمنافع آن برخوردارخواهند شد. اگركساني باخوش بيني به اين موضوع كه همه اقشار وطبقات اجتماعي مي توانند از شرايط بدست آمده براثر آزاد سازي تجاري ورفع مزاحمتهاي دست وپاگيراقتصادي بصورت برابر برخوردار شوند، دچار اشتباه گرديده اند.

براثر سالها موانع اقتصادي كه تهديدي جدي براي اقتصاد مان محسوب گرديده است ،  ميتوان انتظار داشت كه با تدابيري خاص مي توان نسبت به ترميم زيانهاي حاصله ازآن اقدام نمود،اما به اين موضوع نيز بايستي توجه نمود كه فرصتي گران بهاء را  براي اقتصاد ملي ما فراهم نموده است.، واينكه اين زير ساختها براساس تفكرات ملي شكل گرفته وبا حمايتهاي مستمر مي تواند درآينده نه چندان دور به موفقيتهائي ارزشمند براي اقتصاد جامعه مان نائل گردد.

اما بايستي درنظر داشت كه اگر بجاي اتكاء به اقتصاد ملي وحمايت از اقتصاد داخلي وبي توجهي به آن كه  اين اقتصاد ملي بدون حمايتهاي خارجي صورت گرفته  ، بسمت وسوي اقتصاد فراملي گرايش پيدايش شود، ضمن اضمحلال اقتصاد ملي كه نتيجه آن تعطيلي روزافزون مراكز اقتصادي خواهد بود ، مشكلات لاينحلي را براي جامعه مان ايجاد خواهد نمود كه مي تواند تبعات ناخوشايند اقتصادي واجتماعي را درپي داشته باشد.

اين بي توجهي به اقتصاد ملي يعني تعطيلي هرچه بيشتر مراكز توليدي وافزوده شدن بيكاران به خيل انبوه بيكاران جامعه مي تواند لطمات جبران ناپذيري را به جامعه مان وارد نموده وشادابي وشورونشاط را از اقشار جوان مان كه مهمترين نيروي محركه اقتصادي درهرجامعه است را به چالش بكشد.

بي توجهي به اقتصاد ملي ، سبب ورشكستگي اندك مراكز توليد ي باقيمانده (كه مديران آن با شايستگي توانسته اند با توجه به  موانع ومزاحمتهاي اقتصادي به پيشرفتهائي دست يابند وضمن حفظ نيروهاي كار وظايف قانوني  خويش را با پرداخت بموقع حق بيمه وماليات ادانمايند) ، منجر خواهد گرديد. بايستي اذعان نمود كه آن دسته از مراكز به اصطلاح اقتصادي كه فقط با دريافت پي درپي تسهيلات نتوانسته اند وظايف خودرا انجام دهند ازاين قاعده مستثني بوده، وبدليل سوء مديريت نه تنها نسبت به پرداخت حق بيمه ونيز ماليت متعلقه اقدامي ننموده اند ، بلكه همواره درهنگام موانع اقتصادي هميشه با پيش كشيدن تحريم اقتصادي ، خودرا بي تقصير پنداشته وگناه آن را متوجه محاصره اقتصادي مي دانستند واز اين طريق امتيازاتي را مطالبه مي كردند كه مستحق آن نبودند.

اما درشرايط رفع اقتصادي با توجه به اينكه اقتصاد ملي ما با توجه به زير ساختهاي آن توان رقابت با اقتصاد هاي نيرومند جهاني را ندارد ، مي تواند آسيبهاي زيادي را متحمل نمايد، دراين اثناء بيشترين آسيبهاي وارده متوجه مستمري بگيران وبازنشستگان تامين اجتماعي  خواهد شد كه بادرنظرگرفتن اين موضوع كه ازميزان حق بيمه پرداختي ازجانب كارفرمايان كاسته خواهد شد.

تجربه ثابت نموده بدليل اينكه مستمري بگيران وبازنشستگان تامين اجتماعي بعلت نداشتن متولي مشخصي ، كمتر مورد توجه بوده وهنگام وقوع بحران بعناوين مختلف نسبت به حقوق آنان تعرض ميشود . اين موضوع را بايستي درنظر گرفت كه مستمري بگيران وبازنشستگان تامين اجتماعي بسيار مظلوم واقع شده اند، زيرا بازنشسگان بخش دولتي مي توانند پس از بازنشستگي مجدا" مشغول بكار شوند ولي بازنشستگان تامين اجتماعي ازاين مزايا برخوردار نيستند وهمواره دراين دلهره بسر مي برند كه اگر درقسمت ديگري مشغول بكار شوند ممكن است نسبت به قطع مستمري آنها اقدام گردد، لذا تاپاين عمر خود ناگزيرند بهمين صورت ادامه حيات دهند. اين شكل زنگي بازنشستگان تامين اجتماعي ضمن اينكه انان را روز به روز فقير تر مي نمايد ، درافزايش افسردگي آنان بي تاثير نمي باشد.

با توجه به اينكه درشرايط پسا تحريم بيشترين بحرانهامتوجه اقشار فقير جامعه بخصوص بازنشستگان خواهد گرديد ، ميتوان با اقداماتي ازاين آسيبها كاسته شود . ابتدا اينكه با سازوكارهاي مناسب وبا ارائه بسته هاي حمايتي از آسيبهاي ناشي از بحرانهاي اقتصادي جلوگيري نمود.

ثانيا" اينكه اجازه اشتغال مجدد به بازنشستگان تامين اجتماعي داده شود تا اين اقشار بتوانند نسبت به ادامه حيات خود اميدوارتر گردند وضمن كاهش افسردگي ناشي از هنگام بازنشستگي دررونق وشكوفائي اقتصادي جامعه مان نقش داشته باشند. بايستي ياد آوري گردد ، بازنشستگان بجهت برخورداري از تجارب فراوان خود مي توانند دررشد اقتصادي جامعه مان تاثير بسزائي داشته باشند درصورتيكه انگيزه لازم درآنان ايجاد شود.

درپايان متذكر ميگردد ، با توجه به اينكه درپسا تحريم ، رقابتهاي اقتصادي  بسيارشديد مي باشد واقتصاد هاي با ابعاد بزرگتر از شانس بيشتري دررقابتها برخوردار مي باشند و اقتصاد هاي با ابعاد كوچكتر بتدريج ازگردونه رقابتها خارج خواهند گرديد ، ميتوان انتظار داشت كه فاصله طبقاتي بيشتر شده بعبارتي اغنيا توانمند تر وضعفا فقيرتر ميگردند. براي خروج از اين بحران و بجهت كاهش آسيبهاي ناشي از پسا تحريم ، تنها گزينه مناسب توسعه وتقويت تعاونيها است كه ازاين تشكلها ميتوان مساعدتهاي لازم وضروري را درجهت تقويت اقشار آسيب پذير وفقير جامعه بعمل آورد و هرراهكار ديگري نمي تواند پاسخگوي خواستهاي واقعي اقشار ضعيف ونيازمند را فراهم نمايد. بنابراين همه همت وتلاش درجهت تشويق به ايجاد تشكلهاي تعاوني بكار گرفته شده تا ازاين طريق ضمن حمايت از اقشار آسيب پذير وضعفا شاهد رشد اقتصادي روزافزون جامعه اقتصادي مان باشيم.

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



علل پيدايش ركود اقتصادي مشخص گرديد!
نوشته شده در ۲۵ دى ۱۳۹۴
ساعت : ۱۱:۵۲:۳۸
نویسنده : محمدرضا عادلي مسبب كودهي
نظرات (0)

علت  پديدارشدن ركود اقتصادي درشرايط كنوني مشخص شده است، اما راهكار خروج ازآن چگونه است؟

 

avatar

 

تصوير سايت اقتصادي


اكثر قريب به اتفاق تحليلگران اقتصادي به اين تنيجه رسيده اند كه كاهش قدرت خريد مردم درشرايط فعلي علت اصلي ركود اقتصادي مي باشد. اما اكثر اين پژوهشگران اقتصادي براي خروج از ركود، راهكارهاي يكسان ارائه نمي دهند. دولت هم با ارائه بسته هاي حمايتي سازوكارهائي را براي خروج بنگاههاي توليدي از حالت ركود درپيش گرفته است. اما آنچه كه مسلم است ، تا موجبات پيدايش اين ركود اقتصادي بررسي ونقد نگردد هرگونه تصميم گبري دراين خصوص چاره كار نبوده ونمي تواند كارساز باشد وپس از مدت كوتاهي مجددا” به حالت اوليه خود برميگردد وآنچه كه باقي ميماند ،هزينه هائ غيرقابل جبراني است است كه تا مدتها همچنان گريبان اين بنگاه هاي اقتصادي را خواهد گرفت. تجربه ثابت نموده كه هرگاه يك بنگاه اقتصادي دچار مشكل گرديده وبدون تجزيه وتحليل علل ايجاد اين معضل ، اقدام به تزريق نقدينگي به اين بنگاه مسئله دار نموده شده ، نه تنها كارساز نبوده ، بلكه پس از مدتي كوتاه ، اين مشكلات مجددا” گريبانگير اين بنگاه گرديده است وآنچه كه عايد اين واحد توليدي شده ، انبوهي از بدهيهاي انباشه شده گرديده كه هرگونه تصميم گيري درجهت خروج ازبحران را ازبنگاه توليدي سلب كرده است. با توجه به اينكه مديران اين بنگاههاي مشكل دار از فرصتهاي ايجاد شده نتوانستند بنحو احسن استفاده نمايند همچنان بر مشكلاتشان افزوده گشته تا جائي كه بعلت عدم پرداخت دستمزد نيروهاي كارخود با انتقاد شديد ازجانب اين نيروها مواجه خواهند شد. اين مديران نه تنها ازطرف نيروهاي كار بلكه ازجانب ديگر بستانكاران ازجمله سازمان تامين اجتماعي ،سازمان امور مالياتي ، ادارات ، آب ، برق ، گاز وساير بستانكاران نيز روبرو خواهند گرديد.با انباشته شدن روز افزون ومستمراين مطالبات ، صاحبان اين بنگاهها مستاصل شده وكماكان اقدام به اخراج نيروهاي كارخود به هربهانه اي خواهند نمود كه ضمن افزايش بيكاران ، نارضايتي هاي اجتماعي رانيز درپي خواهدداشت. حال چاره كار چيست؟ درخصوص اين بنگاههائي كه مشكلات آنها نه تنها كمبود سرمايه درگردش بلكه عدم مديراني متخصص وتوانمند مي باشد چه تمهيداتي بايستي اتخاذ شود؟ واضح وروشن است كه درآغازبايستي درجهت جايگزين نمودن مديراني متخصص وكارآمد بجاي مديران فاقد تخصص وغير كارآمد اقدام شود وهرگونه تزريق نقدينگي به اين بنگاههاي مشكل دار از اين طريق صورت گيرد. آنچه كه مسلم است صاحبان اين نوع بنگاهها كه همواره خودرا ذيحق ميدانند با اين اقدامات هوشمندانه مقابله خواهند نمود زيرا آنها همواره مشكلات عديده پديدار شده (كه تاكنون باعث صدماتي جبران ناپذير هم بر اين گونه بنگاهها ونيز به سايرموسسات مالي كه تامين كننده امورمالي آنان بوده اند وارد گرديده ) را فرفكني نموده وبا ايجاد دشمان واهي سعي مي كنند همه اين تقصيرات را به گردن آنها بيندازند وخودرا عاري از هرگونه تقصير وگناه بدانند. اما تجربه آشكاروهويدا ساخته است كه اينگونه تفكرات طلبكارانه درجامعه كنوني نخ نما شده وديگر خريداري ندارد. زماني كه جايگزيني مناسب براي مديران ناكارآمد بنگاههاي مسئله دار فراهم گرديد آنگاه مي توان با اتخاد تدابيري اصولي نسبت به تامين مالي اينگونه بنگاهها اقدام شود. بايستي اين موضوع نيز درنظر گرفته شود كه همواره ازنحوه استفاده اين تسهيلات بايستي بطور مستمر پي گيري شود وبمحض هرگونه انحرافي با آن برخورد اصولي شودتا از اينگونه تسهيلات در امورغير توليدي بهره برداري نگردد. بايستي اذعان نمود كه بعلت عدم هرگونه كنترل ونظارتي درامور تسهيلات ارائه شده به بنگاهها تاكنون صدمات جبران ناپذيري براين موسسات مالي ودرنتيجه به اقتصادوارد گشته است كه به سادگي نميتوان راهكاري براي خروج ازاين بحران ارائه نمود. بايستي اضافه شود ، صاحبان اينگونه بنگاههاي مسئله داربه احتمال زياد با هرگونه تغييرات بنيادين كه سبب كاهش قدرت آنها مي گردد ، مقاومت خواهند نمود، كه با اقدامات قانوني ميتوان با اينگونه مقاوتها مقابله نمود. زيرا صاحبان اينگونه بنگاههاي مسئله دار نه بخاطرشايستگي ، بلكه ازطرق مختلف و با زيرپا گذاشتن اصول ومقررات اقدام به دريافت تسهيلات نموده وبجاي هزينه نمودن درامور توليدي ازآن جهت مصارف شخصي وغير مرتبط استفاده نموده اند. اما نكته حائز اهميت ديگري كه بايستي به آن توجه بيشتري نمود ، ترميم حقوق بازنشستگاني است كه بيش از سي سال درجهت رشد واعتلاي اين جامعه تلاش نموده اند ودريافتي آنان ازبابت حقو ق بازنشستگي نمي تواند پاسخگوي حداقل نيازهاي آنان باشد.زيرا اگر درجهت رفع مشكلات معيشتي اينگونه بازنشستگان اقدامي صورت نگيرد مي تواند انگيزه هاي نيروهاي كار را به اميد آينده اي روشن درپس از بازنشستگي كمرنگ نمايد. زيرا چنانچه اين نيروهاي كاردغدغه مستمري هنگام پس ازبازنشستگي را داشته باشند نمي توان شاهد افزايش بهره وري ازجانب آنان گرديد. درخصوص ساير اقشار نيز باارائه بسته هاي حمايتي مي توان ازآسيبهاي ناشي از بحرانهاي اقتصادي كاسته شود، كه بايستي اضافه شود هرگونه كمك ومساعدتي بايستي ازطريق تشكلهاي تعاوني انجام گيرد ، زيرا اولا” ازاين طريق ميتوان اطمينان حاصل نمود كه اين كمكها به واجدين شرايط تحويل خواهد گرديد وثانيا: اينكه انگيزه مردم جهت تشكيل تعاونيها فرهم خواهد شد كه اين خود زمينه مشاركت مردمي درعرصه هاي اقتصادي راميسر خواهد ساخت. درخاتمه بايستي افزوده شود كه بسته هاي حمايتي درابتدا بايستي شامل افراد تحت حمايت كميته هاي امداد ، سازمان بهزيستي ونيز مستمري بگيران وبازنشستگان گردد ، زيرا ضمن اينكه اينگونه افراد بخوبي قابل شناسائي بوده وسازمان دهي شده مي باشند وازاين طريق مي توان اميد وار بود كه اين كمكها واقعا” بدستشان خواهد رسيد. وجهت كمك به ساير اقشار مي توان با ايجاد تشكلهاي تعاوني نسبت به اين كمكها اقدام نمود. با اين راهكار ضمن افزايش قدرت خريد اقشار آسيب پذير وايجاد اشتغال براي نيروهاي كارجديد ميتوان از حالت ركود اقتصادي خارج گرديد وشاهد جامعه اي بارونق وشكوفائي اقتصادي گرديد

:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: http://eghtesadi.avi.trade،
 



[ ۱ ][ ۲ ]